هم‌یاری در درو گندم؛ جشن طلایی برداشت

تقویم سال ۱۴۰۵ انجمن حامی ـ تصویر ماه شهریور
برای نمایش بزرگ‌تر روی تصویر اشاره کنید

در گستره دشت‌های زرد رنگ و طلایی ایران، زمانی که خوشه‌های گندم زیر آفتاب تابستان سنگینی می‌کنند، فصل درو فرا می‌رسد. این فصل، دوران حساس و پر اضطرابی است؛ چرا که برداشت محصول باید پیش از هرگونه تهدید باران یا تگرگ انجام شود و گرنه زحمت یک ساله به باد می‌رود. در این برهه حساس، سنت دیرینه «همپشتی» یا «یاوری» بار دیگر جان می‌گیرد تا کار بزرگ درو، با همدلی و همکاری به پایان برسد. 

صاحب زمین، مردان روستا را برای «داس‌زنی» فرا می‌خواند؛ پیمانی نانوشته بر اساس همیاری متقابل.  این دعوت، پیمانی نانوشته است؛ امروز من در زمین تو کار می‌کنم و فردا تو در زمین من. گروه در سپیده‌دم به مزرعه می‌روند و کار با آیینی خاص آغاز می‌شود: معمولاً مسن‌ترین و باتجربه‌ترین کشاورز که به «استادداس» معروف است، نخستین خوشه پربرکت را با دعا می‌زند.

مردان دروگر به صورت منظم و با ریتمی یکنواخت، خم می‌شوند و با داس‌های تیز گندم‌ها را می‌برند. پشت سر آنان، زنان و کودکان خوشه‌های بریده شده را جمع و به صورت دسته‌های منظم «کُپه» می‌بندند. در گرمای سوزان تابستان، صاحب زمین با غذا و نوشیدنی از همه یاوران پذیرایی می‌کند.

پس از درو، نوبت به «خرمن‌کوبی» و جداسازی دانه می‌رسد که آن هم با همکاری جمعی انجام می‌شود. پایان برداشت گاهی با جشنی کوچک «خرمنگاه» همراه است، که در آن از همه یاوران به طور ویژه تقدیر می‌شود.

این سنت همیاری در درو گندم، نه تنها تضمینی برای برداشت به موقع و حفظ برکت است، بلکه شبکه‌ای اجتماعی و محکمی را شکل می‌دهد که جامعه روستایی را در شادی و رنج، یکپارچه و استوار نگاه می‌دارد.